این محتضر، به گور تشنه تر از مهر و آذر است!
این محتضر، به گور تشنه تر از مهر و آذر است!
(به مناسبت فرارسیدن مهر و ایام بازگشایی مدارس)
آموزش و پرورش محتضر ما در حسرت نوشداریی از جنس خرَد و عقلانیت ؟!
https://sedayemoallem.ir/دانش-آموز/item/22781-/آموزش-و-پرورش-محتضر-ما-در-حسرت-نوشداریی-از-جنس-خرَد-و-عقلانیت-؟
حمزه علی نصیری
۱۴۰۱/۷/۱
* بنا به گفتهی مشاور وزير آموزش و پرورش -که دبیر ستاد همکاریهای حوزه علمیه و آموزش و پرورش نیز هست- ايجاد مدارس وابسته به حوزه علميه در دستور كار قرار گرفته است.
خبر دیگری، حاکی از ابلاغ دستورالعمل اجرایی «طرح روشنا» است که بر اساس آن روحانیون مجری طرح در فعالیتهای فوق برنامه پرورشی، به مدارس استعدادهای درخشان سراسر کشور اعزام خواهند شد. تقویت مسائل اعتقادی و شرعی در نخبگان برای کاهش فرار مغزها و افزایش علاقه به خدمت به نظام اسلامی، بخشی از اهداف این طرح برشمرده شده است.
پیش از این نیز وزیر بی وجههی آموزش و پرورش، از امضای تفاهمنامه با مداحان جهت تسهیل حضور ایشان در مدارس سخن گفته بود!
پیش تر از اینها هم تعدادی از نمایندگان مجلس ولایی و انقلابی، طرحی را به ریاست مجلس ارائه دادهاند که بر اساس آن صلاحیت اعطای مجوز مشاوره روانشناسی -که اکنون در اختیار نظام روانشناسی و مشاوره کشور است- در اختیار حوزههای علمیه قرار بگیرد و سکان خدمات مشاورهای مدارس به دست روحانیون و طلاب حوزههای علمیه سپرده شود.
* فلسفهی وجودی نهاد تعلیم و تربیت با محوریت مدرسه، تربیت شهروندانی جامعهپذیر و منعطف و منتقد و قانونمدار و درستکار و فهیم و آگاه و هنرور و مهرپرور و نیکخو و صلحجو و ژرفاندیش و دانا و توانا و ماهر و مقتدر و مولد و مومن به خدا و متعهد به مردم است. همان ثمراتی که ما تاکنون از این درخت تناور، کمتر دیدهایم و هر روز بیشتر از دیروز حسرتشان را خوردهایم. اهدافی که در حد رویا و آرمان مانده و با خروجیهای دستگاه، هیچ قرابت و مجانستی ندارند. اهدافی که تحقق آنها با شرایط و ساز و کار کنونی، تقریباً محال و ناممکن و یا بسیار دشوار به نظر میرسد. دلیل این دشواری یا ناممکن بودن را میتوان از ملاحظهی صورت وضعیت عناصر اصلی دخیل در امر تعلیم و تربیت، استنباط و استخراج کرد.
* در حال حاضر سیاستگزاران و برنامهریران و مولفان و مدرسان ما، توان و رویکرد ایجاد و احیا و تغییر و توسعه و ارتقاء فضا و محتوای آموزشی را ندارند. وزرایی که برای آموزش و پرورش انتخاب میشوند، فاقد صلاحیتهای علمی و مدیریتی و مهارتی لازم و کافی برای رهبریت این مجموعهی بزرگ و گسترده هستند. بینش و منش و جسارت و شهامت لازم برای حفظ استقلال دستگاه تحت تصدی خود را ندارند. به همان نسبت که دروازههای دستگاه تعلیم و تربیت را به روی نهادهای سیاسی و ایدئولوژیک باز میکنند، از تعامل با مراکز و واحدهای علمی و مهارتی و صنعتی و اقتصادی غفلت میورزند.
* ملاحظهی صورت وضعیت رهبریت آموزشی در سطح مدارس به مراتب تأسفبارتر و دردآورتر است؛ اکثر معلمان، افسرده و پریشان و نگران و بیانگیزه و دلخستهاند. اغلب آنان، به دلیل دغدغههای معیشتی و گرفتاریهای دو شغلگی و کمبود وقت و بیانگیزگی، مطالعه کافی ندارند. بروز نیستند. اقتدار علمی ندارند. تابع مطلق محتوای کتب درسی هستند. شهامت نقد محتوای کم مایهی دروس را ندارند. با اتکاء محض به محتوای کتب درسی، پا را فراتر از آنچه در آنها درج شده، نمیگذارند و منابع مطالعاتی الهام بخش را به دانشآموزان خود معرفی نمیکنند. سرکوبگرند و اجازهی نقد و آزادی عمل به دانشآموزان نمیدهند. هم خود و هم دانشآموزان را در چاردیواری کلاس و صفحات کممایهی کتب درسی محصور میکنند... و معلمانی که از بد حادثه اینجا به پناه آمدهاند و بزرگترین و تنهاترین دغدغهیشان، نان شبشان است.
* آقای صفدری که آموزگار دورهی ابتدایی هست، در دورهی اول متوسطه، دینی و قرآن و تفکر و سبک زندگی تدریس میکند. آقای قلندری نیز همین طور! و اغلب نیز از اینکه همواره از بودجه بندی جلوترند، ابراز خوشحالی میکنند و لبخند رضایتمندی بر لبشان است. آقای مظفری هم که دبیر ادبیات فارسی هست، کلاسهای زبان انگلیسی دورهی اول متوسطه را کنترات کرده است. آقای مدبری هم که آموزگار ابتدایی هست، تدریس درس علوم تجربی پایهی نهم را عهدهدار شده و معمولاً بسیاری از مفاهیم بدیهی علم را غلط تدریس میکند و سئوالات غلط طرح میکند.
آقای قربانعلی دبیر دینی و قرآن است و به آنچه تدریس میکند، هیچ اعتقادی ندارد! آقای شمسعلی هم مغازه میوه فروشی دارد و تمام و همّ و غمّش تأمین بار مغازه در سحرگاهان و محاسبهی سود زیان آن است...
https://sedayemoallem.ir/دانش-آموز/item/22781-/آموزش-و-پرورش-محتضر-ما-در-حسرت-نوشداریی-از-جنس-خرَد-و-عقلانیت-؟