تو "انجیل" و
من ختم "قرآن" کنم
و او قرنها پیش،
حمل "تورات" داشت

تو با دم، نفَس، نفخه، مَس
دهی مردگان را نفَس بازپس
و من با حزین صوت یاسین خود،
مردن آسان کنم
و او پیش از آن و بسی پیش از این
به کُهسار "طور" و به صحرای "سین"
به بازار پر رونق ملک دین
بساط دعا و مناجات داشت

تو و وعده‌های بهشت از کنِشت
من و ذکر و ورد و جوازِ بهشت
و او در فراسوی سینا به سور
شباروز از چشم مردم به دور
نهان، با خدا ملاقات داشت

ولی صد فسوس و هزاران دریغ
همی گردن خلق زیر ساطور و تیغ
همی جهل، وحشی‌گری، جنگ، فقر
خبرهای هر روزه‌ ی شهر و دهر
نه تورات او و نه انجیل تو
نه اصحاب فیل و ابابیل من
سلامت نیاورد ما را دمی
نبخشید زخم بشر مرهمی
#نصیری ۹۱